<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
				<!-- generator="portal" -->
				<!-- content type="مدیریت اخبار > حرفي از آن هزاران ..." -->
				<rss  version="2.0">
				<channel>
				<title>مهراز سیستم اردستان : مدیریت اخبار > حرفي از آن هزاران ...</title>
				<link>/</link>
				<description>مهراز سیستم اردستان ارائه دهنده خدمات رایانه و اینترنت در شهرستان اردستان</description>

<language>fa-ir</language>
				<copyright>کليه ي حقوق مادي و معنوي اين سايت محفوظ و متعلق به مهراز سیستم اردستان مي باشد . استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است .</copyright>
				<managingEditor>مهراز - mehraz_m@nospam.com</managingEditor>
				<webMaster>mehraz_m@nospam.com</webMaster>
				<pubDate>Sat, 04 Sep 2010 14:34:09 -0400</pubDate>
				<lastBuildDate>Sat, 04 Sep 2010 14:34:09 -0400</lastBuildDate>
				<docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
				<generator>portal (http://irhostcenter.com)</generator>
				<ttl>60</ttl>
				<textInput>
				<title>Search</title>
				<description>Search مهراز سیستم اردستان</description>
				<name>query</name>
				<link>http://www.mehraz-system.com/search.php</link>
				</textInput>
						<item>
						<title>شریعت خدا ...</title>
<link>http://www.mehraz-system.com/news.php?item.666.15</link>
<description><![CDATA[<br />شریعت خدا ...<br /><br />در بامدادان امروز ، در پگاه صبح ، قبل اینکه اقامه نماز کردی و ادای فریضه<br /><br />رویائی مرا به فکر انداختی و سبب ترقیم این سطور گشتی<br /><br />برف سنگینی آمده بود و هوا باز و ما مشغول نظافت و رفت و روب مسیر<br /><br />ناگاه شریعت ما شعر خوان و مرثیه ای سرا با صدای بلند که همگان حاضر نیوش کردی<br /><br />از راهی رسید و به راهی پیچید و از کنارمان گذشت<br /><br />همه ی حاضران سوی وی دویدند و به دنبالش روان .<br /><br />این همه دوستان انگشت شمار بودندی<br /><br />در مسیر و طی طریق اندک دوباره شریعت ما به راهی پیچید و ما هم<br /><br />دیدم که نشستیم و بر مزارش مشغول قرائت فاتحه شدیم<br /><br />دست که بدن سیمانی مزار که گذاشتم<br /><br />به نظرم آمد که ماسه سنگ هائی بر هم ایستاده اند<br /><br />شن شسته ای مانست که مکعب گردیده اند و کل مزار شریعت پوشیده اند<br /><br />با خود گفتم که این مزار را با مزمزهای سفید بنا کنم<br /><br />از جا بر خاستم و  از رویا بدر شدم<br /><br />فکر این که چه ماجرائی بود زوری داشت که در این صبح و در این مقال گزارشش کنم<br /><br />خدایش وی را عاقبت به خیر بگرداند و همه را قرین رحمت خود قرار دهد<br /><br />به منه و کرمه<br /><br /> <br />]]></description>
<author>مهراز&lt;info@nospam.com&gt;</author>
<pubDate>Fri, 30 Oct 2009 22:49:45 -0400</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.mehraz-system.com/news.php?item.666.15</guid>
</item>
						<item>
						<title>الگوی مصرف و بت پرستی نوین</title>
<link>http://www.mehraz-system.com/news.php?item.248.15</link>
<description><![CDATA[<div align="justify"><!--[if gte mso 9]><xml>  <w:WordDocument>   <w:View>Normal</w:View>   <w:Zoom>0</w:Zoom>   <w:PunctuationKerning/>   <w:ValidateAgainstSchemas/>   <w:SaveIfXMLInvalid>false</w:SaveIfXMLInvalid>   <w:IgnoreMixedContent>false</w:IgnoreMixedContent>   <w:AlwaysShowPlaceholderText>false</w:AlwaysShowPlaceholderText>   <w:Compatibility>    <w:BreakWrappedTables/>    <w:SnapToGridInCell/>    <w:WrapTextWithPunct/>    <w:UseAsianBreakRules/>    <w:DontGrowAutofit/>   </w:Compatibility>   <w:BrowserLevel>MicrosoftInternetExplorer4</w:BrowserLevel>  </w:WordDocument> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml>  <w:LatentStyles DefLockedState="false" LatentStyleCount="156">  </w:LatentStyles> </xml><![endif]--> <!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:Tahoma; 	panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:swiss; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:1627421319 -2147483648 8 0 66047 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-parent:""; 	margin:0cm; 	margin-bottom:.0001pt; 	text-align:right; 	mso-pagination:widow-orphan; 	direction:rtl; 	unicode-bidi:embed; 	font-size:12.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} @page Section1 	{size:612.0pt 792.0pt; 	margin:72.0pt 90.0pt 72.0pt 90.0pt; 	mso-header-margin:36.0pt; 	mso-footer-margin:36.0pt; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --> <!--[if gte mso 10]> <style>  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; 	mso-para-margin:0cm; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-ansi-language:#0400; 	mso-fareast-language:#0400; 	mso-bidi-language:#0400;} </style> <![endif]-->  </div><span style="font-size: 8pt; line-height: 200%; font-family: Tahoma">الگوی مصرف و بت پرستی نوین :</span><span style="font-size: 8pt; line-height: 200%; font-family: Tahoma">دیر زمانی بود که بعض عرب جاهلی و بعض عجم آتشی ، تمام شرک و تمام کفر خود را در چهره ی پرستش نمادی از سنگ و چوب و آتش می نمود . رسول خاتم که بنیادی نهاد ، بدون قبول حق ، چهره ای از نفاق بر خود کشیدند و مسلم بودند . اینک ، امروز ، مبنای آئین آنها از جسم مادی فراتر است و بت هبل ، بت عزا و آن بتان سنگی و چوبی و آتشی ، واحدند و آن بت « <span style="color: navy">هوای نفس</span> » است و نفاق که در بین مسلم نماها ، بیداد می کناد .</span><div align="justify">  </div><span style="font-size: 8pt; line-height: 200%; font-family: Tahoma">مصرف بت پرستان جدید ، نه سیری دارد و نه پایان . اینجاست که : </span><div align="justify">  </div><span style="font-size: 8pt; line-height: 200%; font-family: Tahoma">چشم تنگ دنیا دوست را خاک گور پر کند . </span><div align="justify">  </div><span style="font-size: 8pt; line-height: 200%; font-family: Tahoma">قناعت حذف است . چرا که محلی از اعراب ندارد و مفهومی است ناشناخته .</span><div align="justify">  </div><span style="font-size: 8pt; line-height: 200%; font-family: Tahoma">تذکار به دست اندازان بر اموال عمومی ، تذکار به آنان که به طرفه العینی ، ثروت های آنچنانی می اندوزند ، اثر و ثمر و فایده ای ندارد . مگر آنکه در هر پست و مقام و منصبی که هستند و می باشند ، مواخذه و بازخواست و بازنشین گردند و گردن زده شوند .<br /></span><br />]]></description>
<author>مهراز&lt;info@nospam.com&gt;</author>
<pubDate>Fri, 20 Mar 2009 16:36:02 -0400</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.mehraz-system.com/news.php?item.248.15</guid>
</item>
						<item>
						<title>فرشته بیکار</title>
<link>http://www.mehraz-system.com/news.php?item.206.15</link>
<description><![CDATA[<span><span style="color: #ff0000">- فرشته بيکار</span></span>  <span style="font-size: 8pt"><img src="http://filtering.sepanta.net/Fortunes/0001/Index_files/image011.jpg" /></span>  <span><span style="color: #ff0000"><br /></span><span style="font-size: x-small">روزي مردي خواب عجيبي ديد، او ديد که پيش فرشته‌هاست و به کارهاي آنها نگاه مي‌کند، هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند و تند تند نامه‌هايي را که توسط پيک‌ها از زمين مي‌رسند، باز مي‌کنند، و آنها را داخل جعبه مي‌گذارند. مرد از فرشته‌اي پرسيد، شما چکار مي‌کنيد؟!<br />فرشته در حالي که داشت نامه‌اي را باز مي‌کرد، گفت: اين جا بخش دريافت است وما دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل مي‌گيريم. مرد کمي جلوتر رفت، باز تعدادي از فرشتگان را ديد که کاغذهايي را داخل پاکت مي‌گذارند و آنها را توسط پيک‌هايي به زمين مي‌فرستند.<br />مرد پرسيد: شماها چکار مي‌کنيد؟! يکي از فرشتگان با عجله گفت: اين جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت‌هاي خداوندي را براي بندگان مي‌فرستيم.<br />مرد کمي جلوتر رفت و ديد يک فرشته‌اي بيکار نشسته است مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما چرا بيکاريد؟!<br />فرشته جواب داد: اين جا بخش تصديق جواب است. مردمي که دعاهايشان مستجاب شده ، بايد جواب بفرستند، ولي فقط عده بسيار کمي جواب مي‌دهند. مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه مي‌توانند جواب بفرستند؟! فرشته پاسخ داد: بسيار ساده فقط کافيست بگويند *خدايا شکر*</span></span><br /><span></span><span><span style="font-size: x-small"><br /></span></span>]]></description>
<author>مهراز&lt;info@nospam.com&gt;</author>
<pubDate>Thu, 26 Feb 2009 13:39:44 -0500</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.mehraz-system.com/news.php?item.206.15</guid>
</item>
						<item>
						<title>راز 90 / 10</title>
<link>http://www.mehraz-system.com/news.php?item.205.15</link>
<description><![CDATA[<span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">راز 10/90 را كشف كن. پي بردن به اين راز زندگيت را تغيير خواهد داد.</span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">راز 10/90 باور نكردني است! تعداد اندكي از مردم از آن با خبرند و آنرا در </span>   <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">زندگي روزمره به كار مي‌برند </span>   <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">هر روز ميليونها نفر به ناحق از فشارها، مشكلات و رنجهايي در عذابند. </span>   <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">اين آدمها چندان موفق بنظر نمي‌رسند.</span>   <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">روزهاي بد، روزهاي بدتري بدنبال خواهد داشت. بنظر مي‌آيد دائما وقايع </span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">وحشتناكي در حال وقوع است، استرس هميشه وجود دارد، از خوشي </span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">خبري نيست و روابط بين افراد در حال از هم پاشيده شدن است. بهترين </span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">ساعات عمر با نگراني‌ها و دل‌مشغوليهاي بي‌مورد<span>  </span>تلف مي‌شود. امكان </span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">لذت بردن از زندگي وجود ندارد. دوستيها از بين مي‌روند و زندگي بي‌رحم </span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">و كسالت آور بنظر مي رسد. و امكان لذت بردن از زندگي موجود ندارد.</span>   <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">جملات بالا توصيف حالات روحي شما نيز بود؟ اگر اينطور است نااميد </span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">نشويد. شما مي‌توانيد به انساني كاملا متفاوت تبديل شويد.</span>   <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">فقط كافيست به راز 10/90 پي ببريد و از آن در زندگيتان استفاده كنيد.</span>   <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">اين راز ميتواند زندگيتان را تغيير دهد. اين راز چيست؟</span>   <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">10% زندگي همه ما اتفاقاتي است كه مي‌افتد . اما 90% بقيه چي؟</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma"><span>  </span>90% بقيه هم<span>  </span>عكس العملهايي هستند كه ما به آن 10% اتفاقات رخ </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">داده، نشان مي‌دهيم. </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">اين يعني چه؟</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">در واقع هيچ كدام از ما كنترلي روي 10% اتفاقاتي كه برايمان مي‌افتد </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">نداريم. ما نمي‌توانيم جلوي خراب شدن اتومبيل ‌مان را بگيريم،<span>  </span>ممكن </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">است هواپيمايمان دير برسد و تمام برنامه‌هاي ما به هم بريزد. و يا ممكن </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">است ماشين ديگري در ازدحام و شلوغي خيابان راه ما را بند بياورد.</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">بله<span>  </span>اين عكس العملهاي ما است كه 90% بقيه اتفاقات را شكل مي‌دهد. </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">تو هيج كنترلي روي چراغ راهنمايي رانندگي نداري كه كي قرمز است يا </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">كي سبز مي‌شود اما ميتواني عكس العمل خود را در مورد چراغ قرمز كه </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">طولاني بنظر مي‌رسد كنترل كني. با كنترل خودت در مواقع لازم مانع از </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">مورد تمسخر قرار گرفتن توسط ديگران<span>  </span>خواهي شد.</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">مثالي مي‌زنم:</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">تو در حال صرف صبحانه با خانواده هستي كه دست دختر كوچكت به </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">فنجان جاي مي‌خورد و همه آن روي لباست<span>  </span>مي‌ريزد. خوب تا اينجا كنترل </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">اوضاع دست تو نبود و تو نمي‌توانستي مانع از وقوع آن شوي. اما خوب </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">دقت كن:</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">اينكه چه اتفاقاتي بعد از آن بيفتد كاملا در دست توست.</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">تو عصباني مي شوي، شايد فحش هم بدهي و به شدت دخترت را براي </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">ريختن چاي روي بلوزت دعوا مي‌كني. دخترت گريه مي‌كند. تو هم بعد از </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">دعوا كردن او به طرف<span>  </span>همسرت برمي‌گردي و از او هم براي اينكه فنجان </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">چاي را درست لبه ميز گذاشته است، انتقاد مي‌كني. درگيري لفظي </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">كوتاهي بين شما پيش مي‌آيد. تو با عصبانيت به طبقه بالا مي‌روي بلوزت </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">را عوض مي‌كني و بعد با عجله پايين مي‌آيي و مي‌بييني كه دخترت در </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">حالي كه هق هق مي‌كند هنوز در حال خوردن صبحانه‌اش است، پس </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">هنوز آماده رفتن به مدرسه نيست، بنابراين كمي دير مي‌جنبد و از </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">سرويس مدرسه جا مي‌ماند. همسرت هم دير كرده است و بايد هر چه </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">سريعتر خود را به محل كارش برساند. حالا اين تو هستي كه بايد با عجله </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">ماشين را روشن كني و دختر كوچكت را به مدرسه برساني.</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">چون ديرت شده است مجبوري با سرعت بيشتر از حد مجاز<span>  </span>رانندگي </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">كني. پس از 15 دقيقه تأخير و يك قبض جريمه بالاخره به مدرسه </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">مي‌رسي. دخترت كه خيلي عجله دارد بدون خداحافظي به طرف </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">ساختمان مدرسه مي‌دود.</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">حالا تو با 20 دقیقه تأخير به اداره مي‌رسي، ولي تازه مي‌فهمي كه </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">كيفت را با خودت نياورده‌اي. روزت را خيلي بد شروع كرده‌اي و با گذشت </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">ساعت‌ها مي‌بيني كه اوضاع دارد بدتر و بدتر هم مي‌شود. زمان كار تمام </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">شده است و وقتش است كه به خانه برگردي.</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">وقتي به خانه مي‌رسي متوجه مي‌شود اشكالي<span>  </span>در روابط تو با همسر و </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">دخترت بوجود آمده است. مي‌داني چرا؟ بخاطر عكس‌العملهايي كه امروز </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">صبح به آن اتفاق نشان دادي.</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">خوب فكر مي‌كني چرا چنين روز بدي را پشت سرگذاشتي؟ </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma; color: red">1ـ</span><span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma"> آيا فنجان چاي باعث آن شد؟</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma; color: red">2ـ</span><span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma"> آيا دخترت مقصر بود؟</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma; color: red">3ـ</span><span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma"> آيا پليس و جريمه‌اي كه شدي اين اوضاع را پيش آورد؟ </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma; color: red">4ـ</span><span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma"> آيا خودت اوضاع را به اين شكل درآوردي؟ </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">بله البته كه پاسخ 4 درست است. تو هيچ كنترلي بر ريخته شدن فنجان‌ </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">چاي نداشتي اما عكس العمل تو در طول 5 دقيقه پس از آن اتفاق بود كه </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">تمام روزت را خراب كرد.</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">اما<span>  </span>آنچه كه مي‌توانست و درست بود كه اتفاق بيافتد تا روز خوبي در </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">انتظار تو باشد چه بود؟</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">فنجان چاي روي بلوزت مي‌‌ريزد. دخترت مي‌خواهد بزند زير گريه، اما تو </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">خيلي آرام مي‌گويي: </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">"</span><span></span><span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma"> <span></span></span><span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">اشكالي ندارد عزيزم، فقط دفعه بعد دقت بيشتري بكن تا فنجان چاي را </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">نريزي." حوله‌اي بر مي‌داري و به طبقه بالا مي‌روي. بعد از عوض كردن </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">بلوز. كيفت را برمي‌داري و سريع به طبقه پايين مي‌آيي. از پنجره‌ </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">مي‌بيني دخترت در حاليكه دارد براي تو و مادرش<span>  </span>دست تكان مي‌دهد، </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">سوار سرويس مدرسه شد.</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">قبل از رفتن به محل كارت با همسرت خداحافظي مي‌كني. پنج دقيقه </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">هم زودتر به اداره مي‌رسي و با خوشرويي شروع به احوالپرسي با </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">همكاران مي‌كني. رئيس به تو مي‌گويد كه روز خوبي در پيش خواهيد </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">داشت.</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">ديدي كه اين دو عكس العمل متفاوت به يك اتفاق چه نتايج متفاوتي </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">بدنبال داشت!!!</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">دو سناريوي مختلف كه شروعي مشابه داشتند به دو گونه كاملا </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">(برعكس ) متناقض پايان يافتند . چرا؟ چون عكس العمل تو متفاوت بود.</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">همانطور كه گفتم، ما هيچ كنترلي روي 10% از اتفاقاتي كه برايمان </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">مي‌افتد نداريم، اما 90% بقيه را با عكس العمل خودمان نسبت به آن </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">اتفاقات شكل مي‌دهيم.</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">براي بكار بردن راز10/90<span>  </span>چند راه پيشنهاد مي‌كنم:</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">اگر كسي حرف بدي در مورد تو به زبان آورد از كوره در نرو، بگذار ناراحتيت </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">فروكش كند البته مي‌تواني بگذاري كه آن حرف<span>  </span>تاثير ناخوشايندي بر تو </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">بگذارد اما با نشان دادن عكس ‌العمل مناسبي به آن مي‌تواني از خراب </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">شدن بقيه روزت جلوگيري كني. يك عكس العمل بد و نامناسب به اتفاقي </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">كه افتاده است ميتواند باعث از دست دادن دوستانت، اخراج شدنت و </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">مورد فشار قرار گرفتنت شود.</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">اگر راننده‌اي در خيابان جلوي تو بپيچد و راه تو را بند آورد، با عصبانيت روي </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">فرمان ماشين مي‌كوبي! (يكي از دوستان من از عصبانيت فرمان </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">ماشينش را از جا كند) آيا فحش مي‌دهي و يا فشار خونت خيلي سريع </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">بالا مي‌رود! و يا اينكه پياده مي‌شوي و با آن راننده خاطي گلاويز </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">مي‌شوي!</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">براي چه كسي اهميت دارد كه 10 دقيقه ديرتر به اداره برسي؟</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">چرا اجازه مي‌دهي روزت خراب شود؟ </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">راز 10/90 را هميشه به ياد داشته باش و نگراني را از خودت دور كن.</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">وقتي به تو خبر مي‌دهند كه از محل كارت اخراج شده‌اي</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">چرا مي‌گذاري خوابت با افكار پريشان به هم بريزد و عصبي‌تر شوي؟</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">بهتر نيست بجاي اينكه انرژي و وقتت را صرف نگران شدن بكني از آن </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">براي پيدا كردن كار جديدي استفاده كني؟</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">وقتي هواپيما دير مي‌رسد و تمام برنامه‌هايت بهم مي‌ريزد چرا عصبانيت </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">خود را سر كمك خلبان خالي مي‌كني؟ او كه هيچ كنترلي بر اوضاع </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">نداشته است، از اين فرصتي كه تا رسيدن هواپيما باقي است ميتواني </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">براي مطالعه، آشنا شدن با ساير مسافرين و ... استفاده كني. با تحت </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">فشار قرار دادن خود در چنين مواقعي فقط باعث مي‌شوي اوضاع بدتر و </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">بدتر شود.</span>  <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">حالا ديگر به راز 10/90 پي‌برده‌اي، آنرا در كارهاي روزانه‌‌ات به كار ببند و از </span> <span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma">نتايج شگفت انگيزي كه به ارمغان مي‌آورد لذت ببر.</span><br /><span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma"></span><br /><span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma"></span><span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma"><br /></span>]]></description>
<author>مهراز&lt;info@nospam.com&gt;</author>
<pubDate>Thu, 26 Feb 2009 13:37:47 -0500</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.mehraz-system.com/news.php?item.205.15</guid>
</item>
						<item>
						<title>ترین ها ...</title>
<link>http://www.mehraz-system.com/news.php?item.204.15</link>
<description><![CDATA[<strong>ترین ها برای زندگی</strong>   <p><strong>سازنده‌ترين كلمه گذشت است، آن را تمرين كن.<br />پرمعني‌ترين كلمه «ما» است، آن را به كار ببر.<br />عميق‌ترين كلمه «عشق» است، به آن ارج بنه.<br />بي‌رحم‌ترين كلمه "تنفر" است، از بين ببرش.<br />خودخواهانه‌ترين كلمه "من" است، از آن حذر كن.<br />ناپايدارترين كلمه "خشم" است، آن را فرو ببر.<br /><br />بازدارنده‌ترين كلمه "ترس" است، با آن مقابله كن.<br />با نشاط ترين كلمه "كار" است، به آن بپرداز.<br />پوچ‌ترين كلمه "طمع" است، آن را بكش.<br />سازنده‌ترين كلمه "صبر" است، براي داشتنش دعا كن.<br />روشن‌ترين كلمه " اميد" است، به آن اميدوار باش.<br />ضعيف‌ترين كلمه "حسرت" است، آن را نخور.<br /><br />تواناترين كلمه " دانش " است، آن را فراگير.<br />محكم‌ترين كلمه "پشتكار" است، آن را داشته باش.<br />سمي‌ترين كلمه "شانس" است، به اميد آن نباش.<br />لطيف‌ترين كلمه "لبخند" است، آن را حفظ كن.<br />ضروري‌ترين كلمه "تفاهم" است، آن را ايجاد كن.<br />سالم‌ترين كلمه "سلامتي" است، به آن اهميت بده.<br />اصلي‌ترين كلمه اعتماد است، به آن اعتماد كن.<br /><br />دوستانه‌ترين كلمه "رفاقت" است، از آن سوءاستفاده نكن.<br />زيباترين كلمه "راستي" است، با آن رو راست باش.<br />زشت‌ترين كلمه "دورويي"است، يك رنگ باش.<br />ويرانگرترين كلمه "تمسخر" است، دوست داري با تو چنين شود؟<br />موقرترين كلمه "احترام" است، برايش ارزش قايل شو.<br />آرام‌ترين كلمه " آرامش" است، به آن برس.<br /><br />عاقلانه‌ترين كلمه "احتياط" است، حواست را جمع كن.<br />دست و پاگيرترين كلمه "محدوديت" است، اجازه نده مانع پيشرفت بشود.<br />سخت‌ترين كلمه "غير ممكن" است، وجود ندارد.<br />مخرب‌ترين كلمه "شتابزدگي" است، مواظب پُل‌هاي پشت سرت باش.<br />تاريك‌ترين كلمه "ناداني" است، آن را با نور علم روشن كن.<br />كشنده‌ترين كلمه "اضطراب" است، آن را ناديده بگير.<br /><br />صبورترين كلمه "انتظار" است، منتظرش بمان.<br />قشنگ‌ترين كلمه "خوشرويي" است، راز زيبايي در آن نهفته است.<br />تميزترين كلمه "پاكيزگي" است...<br />رساترين كلمه "وفاداري" است، سر عهدت بمان.<br />تنهاترين كلمه "گوشه‌گيري" است، بدان كه جمع هميشه بهتر از فرد بودن است.<br />هدفمندترين كلمه "موفقيت" است، پس پيش به سوي آن...</strong></p><br /><br /><strong><br /></strong>]]></description>
<author>مهراز&lt;info@nospam.com&gt;</author>
<pubDate>Thu, 26 Feb 2009 13:33:51 -0500</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.mehraz-system.com/news.php?item.204.15</guid>
</item>
						<item>
						<title>اسب و ...</title>
<link>http://www.mehraz-system.com/news.php?item.200.15</link>
<description><![CDATA[<div class="PostBody">مردی در کنار جاده، دکه­ ای درست کرد و در آن ساندویچ می­فروخت. چون گوشش سنگین بود، رادیو نداشت. چشمش هم ضعیف بود، بنابراین روزنامه هم نمی­خواند.<br />او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچ­ های  خود را شرح داده بود. خودش هم کنار دکه­ اش می­ ایستاد و مردم را به خریدن ساندویچ تشویق می­کرد و مردم هم می­خریدند. <p>کارش بالا گرفت لذا او ابزار کارش را زیادتر کرد. وقتی پسرش از مدرسه نزد او آمد به کمک او پرداخت. سپس کم­ کم وضع عوض شد. </p>پسرش گفت:<br />پدر جان، مگر  به اخبار رادیو گوش نداده­ ای؟<br />اگر وضع پولی کشور به همین منوال ادامه پیدا کند کار همه خراب خواهد شد و شاید یک کسادی عمومی به وجود می­ آید. باید خودت را برای این کسادی آماده کنی.<br />پدر با خود فکر کرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته به اخبار رادیو گوش می­دهد و روزنامه هم می­خواند پس حتماً آنچه می­گوید صحیح است. بنابراین کمتر از گذشته نان و گوشت سفارش داده و تابلوی خود را هم پایین آورد و دیگر در کنار دکه خود نمی­ ایستاد و مردم را به خرید ساندویچ دعوت نمی­کرد. فروش او ناگهان شدیداً کاهش یافت. او سپس رو به فرزند خود کرد و گفت:<br />پسرجان حق با توست. کسادی عمومی شروع شده است. <p>&nbsp;</p> افغانی­ها ضرب­المثلی دارند بدین مضمون که :<br /><span style="color: #3366ff">اگر کسی به تو گفت : اسب ، به او اعتماد نکن . اما اگر دو نفر پیدا شدن و به تو گفتند . کمی درباره خودت فکر کن. اما اگر سه نفر پیدا شدن و به تو گفتند که اسبی ، حتماً یک زین برای خودت سفارش بده.<br /></span><span style="color: #3366ff">این ضرب­المثل به خوبی اثر القاعات منفی دیگران را بر ما نشان می­دهد.</span> آنتونی رابینز یک حرف بسیار خوب در این باره زده که جالبه بدونید:<p> <span style="color: #6633ff">اندیشه­ های خود را شکل ببخشید . در غیر اینصورت دیگران اندیشه­ های شما را شکل می­دهند. خواسته­ های خود را عملی سازید وگرنه دیگران برای شما برنامه­ ریزی می­کنند.</span></p> در واقع اون پدر داشت بهترین راه برای کاسبی رو انجام می­داد اما به خاطر افکار پسرش، تصمیمش رو عوض کرد و افکار پسر اونقدر روی اون تأثیر گذاشت که فراموش کرد که خودش داره باعث ورشکستگی می­شه و تلقین بهران مالی کشور، باعث شد که زندگی اون آدم عوض بشه. <p>گاهی اوقات ما اونقدر به افکار دیگران توجه می­کنیم و به اونها اعتماد بی­خودی می­کنیم که نه تنها زندگی خودمون رو خراب می­کنیم بلکه حتی دیگه چیز دیگه­ای رو نمی­ بینیم و چشمامون به روی  حقیقت­ ها بسته می­بندیم.</p> خداوند به همه ما فکر، فهم و شعور بخشیده تا بتونیم فرق بین خوب و بد رو تشخیص بدیم. بهتره قبل از اینکه دیگران برای ما تصمیماتی بگیرن که بعد ما رو پشیمون کنه، کمی فکر کنیم و راه درست رو انتخاب کنیم و با انتخاب یک هدف درست از زندگی لذت ببریم. چون زندگی مال ماست.<p>&nbsp;</p><br /><br /></div>]]></description>
<author>مهراز&lt;info@nospam.com&gt;</author>
<pubDate>Thu, 26 Feb 2009 13:12:10 -0500</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.mehraz-system.com/news.php?item.200.15</guid>
</item>
						<item>
						<title>مدیران خوب ، کارمندان سالم دارند .</title>
<link>http://www.mehraz-system.com/news.php?item.137.15</link>
<description><![CDATA[<div class="textTitle">مديران خوب، کارمنداني سالم دارند</div><div class="textLead"><span style="font-style: normal; font-variant: normal; font-weight: bold; font-size: 12px; line-height: normal; font-size-adjust: none; font-stretch: normal; font-family: Tahoma; color: #000055">جام جم آنلاين: </span>کارمنداني که مديران ضعيف ، کم حرف و بي ملاحظه دارند بيشتر در معرض بروز حملات قلبي هستند و از استرس و افسردگي رنج مي برند. </div><div class="textImageFrame"><img class="textImage" src="http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/03/28/100941400011.jpg" /></div><div align="justify"><span class="BlackText"> <span style="font-family: Tahoma">به گزارش واحد مرکزي خبر ، نتايج تحقيقات گروهي از پژوهشگران سوئدي روي سابقه سلامت روحي و جسمي سه هزار و 122 کارمند مرد نشان مي دهد ، کارمنداني با ذهنيت مثبت درباره مديرانشان کمتر در معرض خطرهايي از جمله بيماريهاي قلبي قرار دارند و هر چه ميزان ذهنيت مثبت آنها بيشتر باشد ميزان خطري که آنها را تهديد مي کند کمتر است. </span> <span style="font-family: Tahoma">نتايج اين تحقيقات که در نشريه طب کار و محيط زيست منتشر شده است ، نخستين بار رابطه آشکار ميان روش مديريت و تاثير آن بر سلامت جسم و قلب کارمندان را با گذشت زمان نشان مي دهد. </span> <span style="font-family: Tahoma">تحقيقات پژوهشگران نشان مي دهد مديريت ضعيف موجب بروز برخي اختلالات روحي و جسمي از جمله مشکلات قلبي ، افسردگي و فشار خون بالا مي شود. </span> <span style="font-family: Tahoma">محققان با آزمايش ميزان استرس و بررسي سوابق بيمارستاني و پزشکي اين افراد به اين نتايج دست يافتند. </span> <span style="font-family: Tahoma">در اين حال آنا نيبرگ يکي از پژوهشگران اين تحقيقات معتقد است ، بايد موضوع استرس و فشارهاي روحي که مديران بر کارمندان وارد مي کنند را کاملا جدي گرفت. </span> <span style="font-family: Tahoma">يکي از روانشناسان مرکز علوم بهداشتي و سلامت استکهلم نيز مي گويد، اگر شما مدير خوبي داشته باشيد خطر بروز مشکلات جسمي و روحي براي شما دستکم 20 درصد کمتر است و اگر چهار سال با چنين مديري سر و کار داشته باشيد اين خطر به ميزان 39 درصد کاهش مي يابد. </span> <span style="font-family: Tahoma">به نوشته پايگاه اينترنتي بلومبرگ ، محققان مي گويند يک مدير خوب علاوه بر تاثير مثبت بر سلامت کارمندان براي بهبود شرايط کاري نيز مفيد است.</span><br /><a href="http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100955731785"><span style="font-family: Tahoma">بیشتر بدانید ...</span></a><br /><span style="font-family: Tahoma"><br /></span></span></div>]]></description>
<author>مهراز&lt;info@nospam.com&gt;</author>
<pubDate>Fri, 30 Jan 2009 06:27:20 -0500</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.mehraz-system.com/news.php?item.137.15</guid>
</item>
						<item>
						<title>مرغ همسايه غاز است .</title>
<link>http://www.mehraz-system.com/news.php?item.64.15</link>
<description><![CDATA[وقتي در يك محله ، منطقه يا موسسه ، عليرغم وجود نيرو ، توان و امكانات بومي ( بالقوه و يا بالفعل ) ، براي انجام اموري از خارج از آن سامانه ، نيرو يا نيروهائي بكار گرفته شود ، اين ضرب المثل ، مصداق مي يابد .<br />به اصلاح گردانندگان بر اين باورند كه مي توانند تخم ( مرغ ) دو زرده اي به دست آورند .  ]]></description>
<author>مهراز&lt;info@nospam.com&gt;</author>
<pubDate>Fri, 19 Sep 2008 02:29:42 -0400</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.mehraz-system.com/news.php?item.64.15</guid>
</item>
						<item>
						<title>زبان مردم</title>
<link>http://www.mehraz-system.com/news.php?item.62.15</link>
<description><![CDATA[شيخ بهائي ( رحمه الله عليه ) فرمايد :<br /><br />آدمي اگر پيامبر هم باشد ، از زبان مردم آسوده نيست .<br /><br />زيرا :<br /><br />اگر بسيار كار كند ، مي گويند احمق است .<br /><br />اگر كم كار كند ، مي گويند تنبل است .<br /><br />اگر بخشش كند ، مي گويند افراط مي كند .<br /><br />اگر ساكت و خاموش باشد ، مي گويند لال است .<br /><br />اگر زبان آوري كند ، مي گويند وراج و پرگوست .<br /><br />اگر روزه برآرد و شب ها نماز بخواند ، مي گويند رياكار است .<br /><br />و اگر نكند مي گويند ، كافر است و بي دين<br /><br />لذا نبايد به حمد و ثناي مردم اعتنا كرد و جز از خدا نبايد از كسي ترسيد .]]></description>
<author>مهراز&lt;info@nospam.com&gt;</author>
<pubDate>Fri, 19 Sep 2008 02:15:28 -0400</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.mehraz-system.com/news.php?item.62.15</guid>
</item>
				</channel>
				</rss>